سديد الدين محمد عوفى

536

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بيت بنده چو با حكم كردگار بسازد * بىغم و رنجش خداى كار بسازد حكايت ( 3 ) چنين آورده‌اند كه در كوفه صرافى بود متمول « 1 » و با ثروت ، و با وفور نعمت « 2 » مروتى بكمال و سخاوتى بغايت « 3 » داشت و او را با عوانى دوستى بود ، و اين صراف در حق او « 4 » به كرّات انعام و احسان مبذول داشته ، چون در كوفه فتنه‌ها پديد آمد آن عوان در آن فتنه‌ها خود را ظاهر كرد و « 5 » خوارج را « 6 » معاونت و مظاهرت « 7 » نمود . چون مصعب بن « 8 » زبير بر آن ولايت والى شد آن « 9 » عوان در وثاق اين صراف متوارى شد و مدتى مديد و عهدى بعيد متوارى « 10 » بماند ، و بر دستگاه و نعمت « 11 » صراف وقوفى تمام يافت ، تا آنگاه كه حجاج به كوفه آمد و مصعب را بكشت و كوفه را « 12 » بگرفت ، آن عوان به خدمت حجاج پيوست و در نوبت « 13 » او « 14 » آثار كفايت ظاهر گردانيد ، و « 15 » روزى حجاج او را گفت : كه آخر از كفايت و كاردانى « 16 »

--> ( 1 ) - متن و بنياد : متومل ( 2 ) - مپ 2 - با وفور نعمت ( 3 ) - متن - به كمال و سخاوتى به غايت ، مج : با كمال و فتوتى به غايت ( 4 ) - مج : اين عوان ( 5 ) - مج : گردانيده بود ، متن و بنياد - در حق او به كرات انعام . . . ظاهر كرد و ( 6 ) - متن و مپ 2 و بنياد - را ( 7 ) - مپ 2 : مناصرت ( 8 ) - مپ 2 - ابن ( 9 ) - متن - آن ، مج : اين ( 10 ) - مپ 2 - مديد و عهدى بعيد + آنجا ( 11 ) - مپ 2 و مج - و نعمت ( 12 ) - متن و مج - را ( 13 ) - بنياد + دولت ( 14 ) - مپ 2 - و در نوبت او ( 15 ) - مپ 2 و مج - و ( 16 ) - مپ 2 - و كاردانى ، مج : كاردارى